-آنهائیکه در زبان بازی مهارت بخرج میدهند، اغلب نیت ناپاکی را در قلب خود میپرورانند. «ولتر»
-از پست همتی شخصی است که فریفته بمداحی مردم شود. «جواهر الاخلاق»
-اگر خواهی که رسته باشی، از نا کسی که خسیس و چاپلوسی که توانگر شده باشد حذر کن. «بو علی سینا»
-القاب دروغ مردم را طاغی کند و هوس خام در دماغ آنان پزد تا بر دیگران جور و ستم روا دارند.
-انسان همانقدر که از تمجید و تحسین و احترام نرم و رام میشود همانقدر از تملق و چاپلوسی و تزویر میگریزد و منزجر میگردد. «دیل کارنگی»
-بپرهیز از اینکه کسی را بآنچه در او نیست ستایش کنی زیرا کردار او حقیقت را آشکار میکند و دروغ تو پیدا میشود. «حضرت امیر (علیه السلام)»
-به غیر از قوت نفس و عدالتخواهی چیز دیگری نمیتواند جلوی چاپلوسی و تملق را بگیرد.
-بسیاری از افراد بخار یک استخوان خود را به سگ تبدیل میکنند. «مثل سوئدی»
-بیشتر کسانی موفق شده اند که کمتر تعریف شنیده اند. «امیل زولا»
-بیان متملق عملی است آلوده بزهر. «مثل لاتینی»
-تملق خوراک ابلهان است. «شکسپیر»
-تملق در زبان من راه ندارد و اگر فریفته تملق میگشتم بدین موقع نمیرسیدم.
-تملق و مزاح گوئی سکه تقلبی است که جاه طلبی ما آن را رواج داده است. «لارشفوکولد»
-تملق با کرامت اخلاق بندرت در یکجا جمع میشود. «کنفوسیوس»
-تملق سم شیرین است. «مثل آلمانی»
-تملق کنیز رذائل است. «مثل لاتینی»
-ثنای کم از استحقاق عجز و یا حسد است، ثنای زیاد از ارزش چاپلوسی و نفاق میباشد. «حضرت امیر (علیه السلام)»
-چاپلوسی هم گوینده را فاسد میکند و هم شنونده را. «دیل کارنگی»
-خود سری تولید حسد و بیشرمی و تملق میکند. «مارکول»
-در برابر آنکس که عسل روی زبان دارد از کیف پولت محافظت کن. «مثل آلمانی»
-در بین حیوانات اهلی و رام شده از همه خطرناکتر مرد چاپلوس است. «مثل یونانی»
-رگ خواب ایرانی تملق است. «مثل ایرانی»
-فریب خوش سخنی و شیرین زبانی ستایشگران را نخورید که دشمن پنهانی شمایند. «حضرت امام صادق (علیه السلام)»
-فرق است میان مدح و ثنائیکه از قلب پاک بر میخیزد و یا چاپلوسی و تملق که سرمایه ی فساد است. «دیل کارنگی»
-کسیکه به شما تملق میگوید، یا سرتان کلاه گذاشته و یا امیدوار است کلاه بگذارد. «مثل رومانی»
-کسیکه در ایام موافقت و خوشی ترا ثنا گوید بآنچه در تو نیست البته در روز ناسازی و افتراق هم از دروغ و بهتان در حق تو دریغ نخواهد داشت. «افلاطون»
-متملقین و مردان دانشمند با هم سازگار نتوانند بود. «ناپلئون»
-متملق یا نادانی است که خیال تحقیر مرا دارد یا شارلاتانی است که میخواند فریبم دهد. «مثل چینی»
-مرد متملق یک دشمن مخفی است. «مثل مجارستانی»
-وقتی تملق میگوئی تا مقامی بدست آوری از مقام و مرتبه ی بهتری تنزل کرده ای.
-هر کس ارباب خود را تملق گوید در نهایت بدو خیانت میکند. «ماسیون»
-هر کس را بیشتر دوست داری کمتر باو تملق بگو. «مولیر»
-همیشه در زندگیم نه تملق گفته ام نه متملق را بنام دوست پذیرفته ام. «غ.ذ»
از صحبت دوستی برنجم
کاخلاق بدم حسن نماید
عیبم هنر و کمال بیند
خارم گل و یاسمن نماید
کودشمن شوخ چشم ناپاک
تاعیب مرا بمن نماید
سعدی
-بعمر خویش مدح کس نگفتم
دری از بهر دنیا می نسفتم
عطار
-ستایش سرایان نه یار تواند
نکوهش کنان دوستدار تواند
چنان دان آنرا بکس نکو خواه تست
که گوید فلان خار در راه تست
سعدی
-الا تا نشنوی مدح سخن گوی
که اندک مایه نفعی از تو دارد
وگر روزی مرادش بر نیاری
دو صد چندان ز عیبت برشمارد
عطار