مصطفی سرخیل
 
 
حقوقی وثبتی /سیاسی اجتماعی /شخصی
 
داستان آنچه که محبوب است همیشه حق نیست.

گروهی از بچه ها در نزدیکی دو ریل راه آهن مشغول بازی کردن بودند.یکی از این دو ریل قابل استفاده بود و دیگری غیر قابل استفاده.

یکی از بچه ها تنها روی ریل فلزی  خراب بازی می کرد و پس از مدتی روی همان ریل خوابش برد و همچنین سه کودک دیگر نیزروی ریل سالم به خواب فرورفتند .

قطار در حال آمدن بود و سوزن بان باید  تصمیم می گرفت که مسیرقطار را تغییر داده و جان سه کودک را نجات دهد و یک کودک قربانی شود یا بالعکس.

 بیشتر مردم منحرف کردن قطار رابرای نجات سه کودک انتخاب می کنند این انتخاب از نظر عاطفی و ...اخلاقی شاید صحیح باشد اما در این  تصمیم گیری آن یک کودک عاقل به خاطر دوستان نادان خود قربانی می شود.

کودکی که ریل از کار افتاذه را برای بازی انتخاب کرده بود هرگز تصور نمی کرد روزی مرگ او اینگونه رقم بخورد. اگرچه هر چهار کودک 
مکان نامناسبی را برای  بازی برگزیده بودند ولی کودکی که نظر عاقلانه تری را برگزیده بود قربانی شد 
و با این تصمیم عجولانه نه تنها آن کودک بی گناه بلکه زندگی همه مسافران به خطر افتاد زیرا ریل از کار افتاده سبب واژگون شدن قطار گردید و همه ی مسافران  قربانی این تصمیم شدند و نتیجه ی آن چیزی جز زنده ماندن آن سه کودک نادان نبود.
به یاد داشته باشید که آنچه درست است همیشه 

محبوب و مطلوب نیست و آنچه که محبوب است همیشه حق و صحیح نیست

برگرفته از وبلاگ استاد رحیم نیکنام 

موضوع خیلی جالبی که امروزه باید در خیلی تصمیم گیری های مدیریتی ما مد نظر قرار بگیرد .اما بنا به دلایلی که منطقی ومعقول نیست بعضا قربانی بعضی حرکت های جمعی سخیف قرار می گیرد /توجه داشته باشیم این موضوع کاربردش بیشتر در حرفه سردفتری است .به جزییات آن در آینده نزدیک بیشتراشاره می کنم .

 |+| نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت   توسط مصطفی سرخیل وهمکاران   | 
  بالا